47
حسرتهای بسیار بسیار شخصی را نمیتوان مدام در گوشهی ذهن پنهان کرد. نوشتناش هم بسیار سبک و کودکانه جلوه میکند. هیچ طوری نمیتوان با این حسرتها کنار آمد که ذره ذره وجود را از درون میخورد و میکاهد. در حقیقت کشش به سمت فراموش کردن آنها از طریق گذران وقت پای هر نوع جعبه نیرنگ باز فسونسازی، باج سبیلی است که انسان به این باکتریهای موذی میدهد تا شرشان را کم کند و یا دست کم به پس و پشت براندشان. اما همه این ترفندها تاثیری موقتی دارد و در نهایت حسرت را، مثل هرحشره و باکتری واکسینه و بارورتر میکند.
حسرت یعنی گذراندن لحظاتی آن قدر بیخیال و خنثی، که گویا حالا حالاها ، تا هزار سال وقت داری و میتوانی همین طور چند ساعت، روز و هفته و ماهی را همین طور عاطل و باطل هدر دهی... حسرت یعنی از دست دادن فرصتها خود و دیگران...