۱۳۹۳ خرداد ۱۸, یکشنبه

67




اینک

کنار کدام دریاچه

هنوز می‌توان به تماشا ایستاد

ریزش قطره قطره باران

و رقص چال‌های پران را

بر سطح آب ،

وقتی کوتوله‌ها

شادی باران و تماشای دریاچه را

شادی، باران، تماشا و دریاچه را

منع کرده‌اند.

66




نمی‌گویم خسته شده‌ام،

اما حالا که نمی‌گذارند صدا به صدا برسد

و نمی‌رسد

و سهم من

یافتن صدای اوست

از میان این همه صدا

از ورای این همه دشت و کوه و دره و دریا

و انطباق آن

بر تصویر رنگ‌پریده مخدوش او در خاطره

تا شاید...

شاید به شور آمده ،

شاید شعری سروده باشد

...

نمی‌گویم خسته شده‌ام،

اما باور کن

دشواری روزگار را