اگر در کویر برزخ تنهائیات
هیچ برکهای،
شاخهی ترد معلق بیدی،
لبخند نرم مهری،
حتی نگاهی نیست که در معنی
محبت را، شاید به روزی یا روزنهای
نامعلوم
مژده دهد،
پس یک چیز قطعی است
دوست داشتن،
حتی در گوشهپسلهی پنهان پستوها
هم،
اعتبار خویش را از دست داده است.
و
جهان سلطهی جفا و تجاوز را
مناسب میداند
و اهمیتی هم به نابودی اندیشههای
مهرانگیز نمیدهد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر