58
در
انتهای راه ایستاده است
ایستادهاند
او
را مینگر(ن)د که چگونه به تانی
راه
را؛
راه
رفتهی سالهای پیشتر خود(شان) را
گام
به گام میپیماید
رو
به او / رو به آنان
که
ایستاده(اند)
در
انتهای راهی که دمادم باریک میشود
و
سایههای تنومندی وهمناک و سیاهش کرده است،
و
به تانی میشمرند گامهایش را.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر